تبليغاتX
باور کن زندگی یعنی ارتباط بین انسانها...

باور کن زندگی یعنی ارتباط بین انسانها...
پس عجله کن
کودکی را می نگرم چه بی پروا میدود...ای کاش من هم ازاد بودم بدون هیچ محدودیت..........

انگار در بچگی .بچگی نکردمبی پروا فریاد نزدماره الان احتیج دارم اما همه می گن دیره!!!!!

همیشه وقتی بی حوصله میشدم اخر شبا خوب نمیشد به کسی زنگ بزنم

می اومدم تو نت و همیشه جالب بود سایه چراغش روشن بود

اما دیشب خود سایه هم احتیاج به مرحم داشت

تو فرند لیستم یکهو کامبیز چراغش روشن شد

چون کامبیز رو هیچکدوم از دوستام نمیشناسنش پس می تونم ازش بگم

کامبیز یه ادم یک دنده.مغرور.و با اعتماد به نفسیه که من یه چیزایی ازش یاد گرفتم

مثلا ساعت ۵صبح خودش تنهایی میره کوه یا یه کارهای عجیب غریبی میکنه که من همیشه تحسینش می کنم

دیشب دید من یه کم بهمم چند تا جمله رو بهم گفت

گفت:::::::۱.سعی کن همیشه خودت باشی .۲ .نماز بخون۳ .ایمان داشته باش

۴.به پدر مادرت احترام بزار   ۵.ارادتو قوی کن  ۶.اینو بدون که کار نشد نداره...

و گفت تو وقتی در تعادلی که هاله ای از عشق .امید.ایمان در وجودت باشه

 

نوشته شده در  ساعت 15:5  توسط میلاد | 
برهنه باش در احساس

..............................................................................................................

به عشق تو..به سوی تو..به شوق تو.. سپیده دم ایم

تو ای زلال جاری...تو ای دریای ارام....بزاز غرق تو باشم ..بشورم خستگیهام...

باید با تو شروع کرد....باید با تو سفر کرد

غریبه با این که ۴و۵ماه میشناسمتاما انقدر زلالی که.......

غریبه تو این پرسه با من باش....

غریبه از این تردید.دخمه. منو نجات بدهمن رو از سایه ها بردار...

..........................................................................................................

جدی از کار خودمون خندم میگیره(ما ادمها)برای این که همدیگرو ببینیم منتظر بهونه هستیم

کمتر کسی پیش میاد بگه فلانی دلم برات تنگ شده می خوام ببینمتبه ۱۰۰۰تا بهونه خلاصه....

یا اگه دوست داره صدای طرف مقابلو همیشه بشنوه صدارو ضبط میکنه...بعد که ازش می پرسی چرا میگه اتوماتیک  گوشیم خودش ضبط کرد...قابل توجه بعضی ها..

نوشته شده در  ساعت 22:30  توسط میلاد | 
خیلی کم پیش میاد وقتی میرم بیرون به ادم ها یا خیابون توجه کنم.

اونقدر سرم گرمه کار خودمه(رانندگی.حرف زدن با دوستام....)که خلاصه....

امروز که رفتم بیرون حس کردم تو شهر خودم نیستمحس غریبی داشتم.تمام خیابون ها پر پلیس بود!!!!!!!!!!!!!!!!اخه چرا!!!!!مگه حکومت نظامیه!!!!!

مردم به شک بهم نگاه میکنن.یکی تو فکره یکی......یاد یه جمله افتادمو خنده تلخی کردم(نشاط در جامعه!!!!!)

واقعا چرا شادی و نشاط فقط تو خونه های مردمه!!

چرا تو خیابون همه انقدر بهم سردن تا از یکی سوال می کنی یا لبخندی میزنی همه با تعجب نگاه می کنن

نمی دونم شایدم من امروز همه چیزو سیاه دیدم!!!!!!!!!

با این که عاشق بیرون رفتن با دوستامو تفریح هستم اما امروز با این که کاری هم نکردماما از خیابون های شهر خودم ترسیدم........

نوشته شده در  ساعت 22:27  توسط میلاد | 
اگر تو را جویم.
 تا هستم من  اثیر کوی تو ام.....به ارزوی توام ....اگر تو را جویم....حدیث دل گویم بگو کجایی...... .......

به دست تو دادم دل پریشانی....دگر چه خواهی.!!!!!!

فتاده ام از پا بگو دگر از جان من چه خواهی!!!!!!

حالا چشمامو بستم دل به کسی نبستم دیگه شدم دیوونه

دل به کسی نبستم فقط خدا می دونه....

کاش......تو بشی همدم.

.................................................................................

چیزی یادم نیو مد فقط گفتم اپ کنم........

امشب مجید گفت میلاد برای کی می نویسی حس میکنم فقط برای یکی می نویسی...

گفتم من که همه چیزو به دوستای صمیمیم میگم  اما اینو هیچکس نمی دونه...

جدی شرمنده ریتم وب لاگ عوض شدو عشقولانه بازی شده اما حسه دیگه

نوشته شده در  ساعت 22:37  توسط میلاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

Powered by miilad

درباره وبلاگ
میلاد هستم متولد 28/11/1364ساکن تهران(سعادت اباد)
دانشجوی رشته کامپوتر.این وب لاگ برام مثل یک دفترچه خاطرات میمونه
دوست دارم به این چشم به وب لاگ نگاه کنین

نوشته های پیشین
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
"تعداد بازدید کنندگان"
پیوندها
پانی
  بابک
  هانیه
  ایدا
  مجید
  مریم
  هما
  علیرضا
  مریم 2
  سارا
  یه دوست به اسم جواد
  نیلوفر
  میلاد(بارونی)
  میلاد
  نیلوفر
  siamak
  vahid
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان