![]() |
باور کن زندگی یعنی ارتباط بین انسانها... |
![]() |
| پس عجله کن |
|
افسوس
|
مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم باور کنید مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت:کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر امیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم ای کاش با خاطره ها زندگی نمیکردیم!!!!!!!!! |
|
امروز دوستم یه داستانی برام تعریف کرد گفتم برای شما هم بگم::::::::
کوهنوردی میخواست بلندترین قله را به تنهایی فتح کند او شروع به بالا رفتن کرد همانطور که بالا میرفت متوجه شد که سیاهی شب بر کوهها سایه افکنده دیگر نمیتوانست جایی چادر بزند.پس ادامه داد........در چند قدمی قله پایش لغزید و پرتاب شد...... ناگهان درست در لحظهای که مرگ را در نزدیکی خود میدید.حس کرد طناب او را به شدت میکشد بله طناب گیر کرده بود و او میان اسمان و زمین معلق........... فریاد زد:::::خدایاااااااا..... کمکم کن....... ناگهان صدایی شنید. -از من چه میخواهی؟؟ گفت نجاتم بده -یقین داری که من میتوانم نجاتت بدهم؟؟ بله باور دارم........ -پس طناب را قطع کن!!!!!!!!! اما مرد با قدرت بیشتر طناب را چسبید................................................. فردای ان روز گروه نجات گزارش داد جسد یخ زده کوهنوردی پیدا شده درحالی که از طناب اویزان بوده اما فقط در چند قدمی زمین بوده!!! ............................................................................................................................... ای کاش میتوانستم در همان اول به تقدیر خدا شک نکنم به قول دوستم او همیشه ما را با دست راستش در اغوش گرفته |
یکی از دوستام میگفت چرا انقدر زود اپ میکنی و نمیذاری همه نظر بدن بعد مطلب جدید بنویسی بهش گفتم من هر موقع که چیزی به نظرم بیاد مینویسم و دوستانم که نظر میدن لطف میکنن همین................ ................................................................................................................................... وقتی پاییز میاد دلم حسابی می گیره اول پاییز خیلی غمگینه نمیدونم برای شما هم همینطوره یا نه؟ امشب اصلا چیزی یادم نمیاد که بنویسم.... از این عکس هم خوشم اومد شد یه بهونه شد واسه نوشتن اما یه چیزی یاد گرفتم (دیگه هیچ وقت از خدا چرای چیزی رو نمی پرسم)
|
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم خلاصه همه رو ۱۰تا دوست داشتم...........ته دنیا همین ۱۰ تا بود از بابام ۱۰تا بستنی میخواستم و این ۱۰ تا برام یه دنیا بودن اما حالا نمیدونم ته دنیا چقدره؟؟؟؟؟؟ انگار خیلی هم حریص تر شدم اما میخوام بگم دوست دارم............میدونی چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// به اندازه همون ۱۰تای بچگی
|
|
معذرت خواهی
|
|
سلام دوستان....
از مطلب قبلی(پایینی)که نوشتم معذرت میخوام خودم حس کردم احساساتیه اما در یک مقطع زمانی بوده که نوشته شده قول میدم از این به بعد چیزایی بنویسم که ارزش خوندن داشته باشه میخواستم این مطلب رو پاک کنم اما وقتی دوستان نظر دادن فکر کردم یک جور بی احترامی به اونهاست به هر حال........... |
دل را بار ها به کسانی دادم.اما در نهایت ان را ازردند و به من بازگرداندند اخر چرا؟؟؟؟؟؟ با دل خالی از عشق و چشمانی خالی از اشک چه کنم؟؟؟ باید هر دو را با تهی پر کنم؟؟باید دل به کسی دهم تا باز ان را بیازارد؟؟؟ اما نه این بار سعی میکنم دل را به کسی ندهم (خیلی احساسی شد نه؟؟؟؟)میلاد |
|
اگر ادمی زندگی را دوست داشت هرگز در اول زندگی نمیگریست
|
|
در انتظارت خواهم گریست شاید در سکوتی یا شاید در شبی سردو بارانی به انتظارم.......پایان دهی |
|
با تشکر از شما
|
امروز با یه اتفاق کوچیک داشتم خودمو می باختم همه اون چیزایی رو که تو وب لاگ گفته بودم یادم رفته بود اما دوست خوبم مجید همشو یادم اورد(امید به خدا رو) مجید جان ازت ممنونم |
|
سلام اگه به این ۵تا جمله کلیشه ای نگاه نکنیم متوجه میشیم که واقعا جالبن::
۱.خداوند برای کسی که باورش دارد معجزه نمیکند(ویلیامز) ۲.انتقاد بی مورد و ستمگرانه نوعی تعریف و تمجید است که تغییر شکل داده است(الهی قمشه ای) ۳.انسان بزرگ کسی است که قلب کودکا نه اش را از دست ندهد(مثل من ۴.هنگامی که مصمم به انجام کاری میشوید از غیب کمک میرسد ۵.تنها راه خوشبختی این است که از مردم انتظار حق شناسی نداشته باشیم.به مردم خوبی کنیم برای این که باطن خود را مسرور کنیم.(دیل کارنگی)
|
![]() برای رسیدن به خواسته هایت ۲راه در پیش داری ۱.برای دیگران از ته قلبت دعا کنی ۲.یا دستتو رو به اسمون بلند کنی و خواستتو از ته دل بگی(اگر خواسته ات بحق باشد) دستت دسته خالی پایین نمی اد **فقط ۱بار امتحان کن** ای کاش تنها ترین تنها بودم تا عاشقانه ترین عشق در جانم شعله ور میشد(خداوند)
|
|
سلام دوستان
از این به بعد میخوام وب لاگو از این کلیشه بودن در بیارم و از خودم مطلب بگمو از خودم بگم ممکنه یه نموره احساساتی بشه اما باور کنید ما پسرا هم احساس داریم و حداقل میتونیم تو وب لاگ حرفمونو بزنیم فعلا............
|
|
قانون عشق خودمونی
|
یک پسر با ۱ نگاه از دختر خوشش می یاد و عشق اول از پسر معمولا شروع میشه تا جایی که زندگیش رو پای عشقش میزاره اما اون دختر حرف هاشو باور نمیکنه چون قبلا یه چیزایی دیده وشنیده تا دختره می یاد پسر رو باور کنه پسر دلسرد و خسته میشه و میره سراغ یک عشق دیگه حالا دختره که تازه تونسته پسر رو باور کنه میره سراغش اما پسر رو با یکی دیگه میبینه اینجاست که دختر میگه حدسم درست بود و اون اشتباهی رو میکنه که قبلا مرتکب شده بود **این همون قانونیه که برای همه تکرار میشه** اما ما پسرا باید ثابت کنیم که دختران که اشتباه میکنن نه ما
|
اگه ۱روز بغز گلوتو فشار داد خبرم کن قول
نمیدم بخندونمت اگه ۱روز نخواستی به حرفهای کسی گوش بدی قول نمیدم گوش بدم اگه ۱روز خواستی فرار کنی حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام که واستی ووووو اما ***اگه ۱روز دیدی خبری ازم نیست(۲۸۴۰۳)به سراغم بیا چون میدونم و مطمعنم که بهت احتیاج دارم** |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
میلاد هستم متولد 28/11/1364ساکن تهران(سعادت اباد)
دانشجوی رشته کامپوتر.این وب لاگ برام مثل یک دفترچه خاطرات میمونه دوست دارم به این چشم به وب لاگ نگاه کنین |
| پیوندها |
|
پانی بابک هانیه ایدا مجید مریم هما علیرضا مریم 2 سارا یه دوست به اسم جواد نیلوفر میلاد(بارونی) میلاد نیلوفر siamak vahid |
|
RSS
|